نميدونم اين حرفم گناهه ناشكريه يا هرچيز ديگه ولي موندم تو حكمت خدا
الان ساعت حدود 5 صبحه تقريبا ي ساعت پيش بهم خبر دادن يكي از دوستام فوت شده يه سال و نيمه عقد كرده بود ي ساله مريض شده بود همش بستري بود يروز خوب ي ماه بد اخرشم اينجوري
موندم تو حكمتش ي جوون ك هزارتا اميد و ارزو داره داره برا ايندش كنار يكي ديگه برنامه ريزي ميكنه بايد اينجوري شه بعد بعضيامون انقد عمر كنيم اينقد اينخونه اون خونه پاسمون بدن انقد زجر بكشيم و همه ازمون خسته بشن ولي بازم خدا ازمون راضي نشه
خدايا ميدونم حقم نيست ولي ميگم
ميگم خدايا چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
برچسب:
نویسنده: حامد...$